جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
بررسي تطبيقي اخلاق کشاورزي در اسلام غرب (2)
-(0 Body) 
بررسي تطبيقي اخلاق کشاورزي در اسلام غرب (2)
Visitor 318
Category: دنياي فن آوري

کشاورزي صنعتي و کاستن از فرصت استخدام نيروي کار و درآمدها
 

يکي از علل عمده ي فقر در جهان، نبود کار و شغل مناسب است. در اين زمينه، کشاورزي مي تواند عامل نجات بخشي براي رهايي ملت ها از فقر باشد. اما امروزه در دنياي جديد و به علت اقدامات توسعه طلبانه ي کشورهاي صنعتي و قدرت مند تحت عنوان «جهاني سازي کشاورزي»، ميليون ها نفر از کشاورزان در جهان، زمين هاي خود را از دست داده و يا بيکار شده اند. براي نمونه، واندانا شيوا، يکي از سخنرانان کنفرانس «جهاني شدن و غذا» درباره ي کشور هند مي گويد:
اصلاحات ارضي که بر اساس آن، دارايي زمين تا سقف خاصي محدود شده بود، ملغي گرديده و در ايالت هاي مختلف، به شرکت هاي بزرگ اجازه داده مي شود براي بازارهاي بين المللي به توليد محصولات کشاورزي لوکس بپردازند. بدين ترتيب، کشاورزان زيادي بيکار گرديده و اين شرايط مي تواند در آينده، وضعيت سياسي و اجتماعي در شرف انفجاري را به وجود آورد.(9)
وي همچنين با استفاده از مطالعات ميداني نشان داد که چگونه زمين هاي کشاورزي ديروز، که در آن مواد غذايي کشت مي گرديد، به کاشت محصولاتي غيرغذايي نظير گل يا پرورش غذاهايي لوکس نظير ميگو اختصاص يافته، و بيکاري و فقرِ بسياري از کشاورزان را سبب شده است. شبيه اين مسئله و به طور کلي ناامني غذايي، در بسياري از کشورها مانند: مکزيک، اتيوپي، کنيا، کره ي جنوبي، فيليپين، انگلستان، ژاپن و...وجود دارد. امروزه، کشاورزان کوچک هزينه ي بقاي شرکت هاي بزرگ غذايي را مي پردازند و آزادسازي تجاري، به از بين رفتن کشاورزان کوچک در سراسر دنيا منجر شده است. بزرگترين بهانه ي غرب صنعتي درباره ي لزوم صنعتي شدن بخش غذا و سلطه ي شرکت هاي بزرگ بر فعاليت هاي کشاورزي، بهره وري اندک کشاورزان کوچک است. در حالي که حتي در گزارش توسعه ي جهاني نيز پذيرفته شده است که کشاورزان کوچک، بهره وري بيشتري در مقايسه با کشاورزان بزرگ دارند. بسياري از دانشمندان نيز در کنار اشاره به مزاياي مزارع کوچک نظير تنوع زياد، بهره وري بالا و پايداري اين مزارع، خاطرنشان مي کنند مزارع بزرگ که از سوي شرکت هاي بزرگ تجاري اداره مي شوند، علاوه بر ناکارآمدي و فقدان بهره وري، به دليل استفاده از سيستم هاي صنعتي در بخش مواد غذايي خود، و نيز به سبب منفعت جويي اين شرکت ها و استفاده ي بيشتر از مواد شيميايي مانند آفت کش ها، کودهاي شيميايي و سموم مختلف براي افزايش محصول، ناسالم و خطرناک بوده، سلامت استفاده کنندگان را نيز به خطر مي اندازند.(10) طرفداران کشاورزي صنعتي، استدلال مي کنند که با توسل به چنين رويکردي، مي توان جمعيت رو به گسترش جهان را سير کرد اما واقعيت آن است که حتي بدون سرمايه گذاري جدي در اين بخش و با صِرف توسل به راه کارهاي کشاورزي آلي و پرهيز از استفاده از مواد شيميايي و صنعتي نيز مي توان بازده محصولات را به شکل چشم گيري افزايش داد. براي نمونه، طبق مطالعه ي اخير سازمان غذا و کشاورزي سازمان ملل، محصول سيب زميني بوليوي به دليل استفاده ي از اين نوع الگوي کشاورزي، از چهار تن در هکتار، به پانزده تن افزايش يافته است؛ در کوبا، ميزان برداشت سبزيجات خوراکي، دو برابر شده است؛ در اتيوپي، محصول سيب زميني از شش تن در هکتار، به سي تن رسيده است؛ در کنيا، بازده ي ذرت از 1/4 2 تن به نه تن و در پاکستان، برداشت انبه از 5/7 تن به 22 تن در هکتار رسيده است.(11)

تأثير برخي اعمال کشاورزي بر شرايط حال و آينده ي جوامع بشري
 

يکي از تأثيراتي که کشاورزي صنعتي در دهه هاي اخير بر زندگي حال و آينده ي انسان ها داشته و خواهد داشت، ايجاد بحران آب شيرين مي باشد. بر اساس آمارها، اکنون هفتاد درصد آب موجود، در بخش کشاورزي و دامداران مصرف مي شود. پيش بيني ها حکايت از آن دارد که در آغاز هزاره ي سوم، به دليل افزايش حجم زمين هاي زير کشت، مصرف آب مورد نياز براي کشاورزي 25 تا 30% افزايش خواهد داشت.(12) همچنين مي دانيم که 97 درصد آب هاي شيرين جهان، در سفره هاي زيرزميني ذخيره شده است؛ اما امروزه گسترش کشاورزي صنعتي و رشد سرسام آور آن، به تهديدي جدي ضد اين منابع حياتي بشر و طبيعت تبديل شده است. براي نمونه، تنها در کشور هند که از کشاورزي صنعتي بهره مي برد و سومين توليد کننده ي غلات است، تعداد لوله کشي هاي مخصوص که در چاه ها تعبيه شده است تا آب هاي زيرزميني را به مزارع منتقل کند، از سه هزار مورد در سال 1960، ناگهان به شش ميليون در سال 1990 افزايش يافت؛ و در حالي که تعداد زمين هاي زراعي استفاده کننده از آب هاي سطحي در سال هاي 1950 ــ 1985 در اين کشور دو برابر شده است، اما ميزان زمين هاي زراعي که از منابع زيرزميني بهره مي جويند، 113 برابر شده است.(13) در
صورتي که در بيشتر مناطق دنيا و حتي در مناطق پر باران، مردم با خشک سالي و کمبود آب شيرين مواجه اند؛ به گونه اي که بر اساس گزارش ها، هم اينک يک ميليارد نفر از ساکنان زمين به آب آشاميدني سالم دسترسي ندارند و طبق گزارش جديد سازمان ملل، نه نفت، بلکه آب دليل جنگ هاي آينده خواهد بود.(14) در چنين وضعيتي، صرف حجم وسيعي از آبها براي کشاورزي چگونه خواهد بود؟ در صورت پاسخ منفي به اين پرسش، با گرسنگي جمع زيادي از جمعيت جهان چه بايد کرد؟ به تعبير ديگر، يکي از وظايف اساسي متناسب با ديگر حقوق اخلاقي، تلاش براي تغذيه و سير کردن جهان گرسنه است. رها کردن و دست شستن از زراعت، به ناکامي در اجراي اين وظيفه منجر خواهد شد.(15)
به نظر مي رسد مشکل کمبود آب، از عوامل ديگري ناشي مي شود. تبديل مناطق سرسبز به بيايان بر اثر تخريب جنگل ها، آسيب رسيدن به منابع آب به سبب فقدان پوشش هاي جنگلي، که در نتيجه ي آن بارندگي ها خاک هاي سطحي را نابود مي کند، اسراف و استفاده ي نادرست از آب که محصول صنعت و تکنولوژي جديد است،(16) و...از جمله ي اين عوامل است.

استفاده از مواد شيميايي سرطان زا
 

صنعتي شدن در غرب، حتي غذاهاي روزمره ي مردم مثل «نان» را نيز در برگرفته است.(17) ساتيش کومار(18) نويسنده و سردبير نشريه «Resurgence» در مقاله اي با عنوان «در حسرت نان سالم»، به اين مسئله اشاره دارد. از نظر ايشان، نان تازه و کاملي که در گذشته در منازل و يا نانوايي هاي سنّتي محلّي توليد مي شد، نه تنها از درصد ابتلا به سرطان مي کاست، بلکه با کاهش ميزان بيماري هاي قلبي همراه بود؛ افزون بر اين، مردم مجبور نبودند هزينه هاي سرسام آور درمان اين بيماري ها را بپردازند؛ ميزان افسردگي نيز بسيار کمتر بود و شور و شوق فراواني در زندگي حاکم بود. اما امروزه نان هاي صنعتي، محصول شرکت هايي است که با توليد گندم هاي دست کاري شده ژنتيکي و با کنار زدن آردهاي طبيعي، از آردهاي سفيد فاقد سبوس و حاوي دي اکسيد کلر، که ماده اي سمّي است، استفاده مي کنند.(19)
همچنين استفاده از آفت کش ها، علف کش ها، هورمون ها و آنتي بيوتيک ها در محصولات کشاورزي صنعتي و مشخص شدن اثرات زيانبار اين محصولات در سايه ي پژوهش هاي انجام گرفته، نگراني خانواده ها را موجب شده است. در اين تحقيقات، به سطح سموم آفت کش شيميايي موجود در ميوه ها و سبزيجات موجود در بازار نيز اشاره شده است. براي نمونه، مي توان به پژوهش هاي گروه فعاليت هاي زيست محيطي EWG، که يکي از گروه هاي فعال اجتماعي در شهر واشنگتن است اشاره کرد که از سوي «وزارت کشاورزي» و «مؤسسه ي غذا و داروي آمريکا» انتشار يافته است. بر اساس اين گزارش، محصولاتي مانند موز، گل کلم، ذرت شيرين، کيوي، انبه، پياز، خربزه، آناناس و نخودفرنگي شيرين، کمترين سطح، و محصولاتي چون سيب، فلفل، کرفس، گيلاس، شليل، انگور، هلو، گلابي، سيب زميني، تمشک، اسفناج و توت فرنگي، بيشترين سطح از اين مواد سمي را دارا هستند.(20)

آلودگي زمين
 

از جمله عوامل مهم آلوده کننده ي زمين، کشاورزي صنعتي است. گسترش کودهاي شيميايي يکي از عواملي است که تخريب و آلودگي خاک ها و مزارع کشاورزي را به همراه داشته است. استفاده از علف کش ها که با هدف رهايي از علف هاي هرز صورت مي پذيرد، خود از عواملي است که به آلودگي دامن مي زند. مقاوم شدن گياهان در برابر آفت کش ها نيز سبب استفاده از آفت کش هاي قوي تر و افزايش دامنه ي آلودگي ها شده است.
از مجموع آنچه گفته شد به دست مي آيد که کشاورزي صنعتي مزيت قابل توجهي براي بشريت ندارد؛ جز اينکه منبع درآمد هنگفتي براي برخي از توليد کنندگان و سرمايه داران صنايع ماشين آلات کشاورزي و مواد شيميايي است. به راستي حاصل صنعتي کردن کشاورزي چه بوده است؟ تبليغاتي که در رواج اين صنعت و مصرف بي رويه ي کودهاي شيميايي شده و در پي آن، شعار و وعده ي «جهان بدون گرسنگي» تا چه ميزان عملي شده است؟! آمارهاي رسمي و بين المللي اعلام مي کنند که سالانه صدها ميليون نفر در جهان از بي غذايي و يا کم غذايي و سوءتغذيه مي ميرند. از سوي ديگر، به علت صدمات وارده به محيط زيست، از جمله تخريب مراتع و کشتزارها، بي آبي و گسترش صحراها و... ــ که بخش عمده اي از آن محصول ماشيني و صنعتي شدن زندگي انسان است ــ، بخش قابل توجهي از زمين هاي کشاورزي، قابليت خود را از دست داده اند. کودهاي شيميايي و سموم دفع آفات، دو عامل اصلي شناخته شده در تخريب محيط زيست، آلوده کردن آب هاي آشاميدني، رودخانه ها، سواحل درياها و توليدات کشاورزي و تهديد کننده ي حيات برخي از گياهان و گل هاي وحشي و پرندگان و آبزيان و مضرّ سلامتي انسان است. از آثار منفي مصرف کودهاي شيميايي در کشاورزي، مي توان به تغيير يافتن مزه و طعم، و درشت و بي قواره شدن ميوه ها و ساير توليدات کشاورزي و سيفي کاري ها اشاره کرد. بر اساس گزارش هاي سازمان بهداشت جهاني، سالانه صدها هزار سمپاش در سراسر جهان، بر اثر سمپاشي جان خود را از دست مي دهند و يا آسيب جدي مي بينند؛(21) در حالي که امکان استفاده از کودهاي طبيعي و حيواني، که اين پيامدهاي منفي را نيز ندارند، وجود دارد. همچنين از ديگر مضرّات کشاورزي صنعتي، کاهش شديد در به کارگيري نيروي انساني و در نتيجه کمک به افزايش بيکاري و ترک روستاها توسط کشاورزان و هجوم به شهرها با همه ي پيامدهاي منفي آن است. در بحث پرورش دام و مرغداري ها نيز وضعيت بهتر از اين نيست. نگهداري حيوانات در محيط هاي کوچک براي اينکه تحرک کمتري داشته باشند تا زودتر چاق شوند، نمونه اي از آن است. در اين گونه دامپروري ها و مرغداري ها، انواع و اقسام مواد پروتئيني و دارو و آنتي بيوتيک و غيره به دام ها و طيور مي خورانند تا زودتر رشد کنند. پژوهش ها نشان مي دهند که توليد گوشت و تخم مرغ از اين طريق، کيفيت پايين دارد و امکان جمع شدن سموم در ماهيچه هاي آنان به علت عدم تحرک کافي وجود دارد که براي سلامتي انسان نيز مناسب نيست.
اگر وضعيت دنياي جديد معلول عواملي باشد، قطعاً يکي از اساسي ترين آنها گريز شتابان دنياي غرب از معنويت، از زمان رنسانس به بعد و تفکيک ميان علوم و معنويات، ارزش ها و اخلاق، و سرانجام پيروي بشر جديد غربي از مکتب هاي ساخته دست بشر نظير مکتب اصالت ماده، مکتب اصالت سود و لذت، مکتب اصالت علم و...است. براي چنين انساني که از مقام انسانيت و خليفةاللهي تا حد يک ميمون تنزّل يافته، هدف تنها سودجويي و لذت پرستي مطلق و بي محاسبه ــ حتي به قيمت نابودي زمين و موجودات ديگر ــ است. به همين منظور، قدرت پرستان براي سلطه بر ناتوانان و تصاحب منابع و منافع زمين، بخش عمده اي از منابع مادي و نبوغ بشر را در مسير جنگ و ساخت سلاح هاي کشتار جمعي هدر داده اند. نگاه آنان به طبيعت چنان است که گويي مي توان آن را به ميل خود در اختيار گرفت و به ياري آن، نيازها، جاه طلبي ها و هوي و هوس هاي خويش را برآورده ساخت. آري! اگر رابطه ي طبيعت با خالق هستي ناديده انگاشته شد و از حالت قدسي تهي گرديد، چنان از آن بهره برداري مي شود که نظم و هماهنگي اش را از ميان مي برد. مسئله در استفاده يا عدم استفاده از طبيعت خدادادي نيست، بلکه مشکل اين است که بشرِ امروز
با استفاده از الگوهاي توسعه ي تخريب گر خود و با حرص و آز در غارت منابع طبيعت، به جنگ با طبيعت آمده است؛ جنگي که فرجام آن نابودي بشريت و همه ي موجودات زنده است.

پي‌نوشت‌ها:
 

* دانش آموخته حوزه علميه،‌ دانشجوي دكتري مباني نظري اسلام.
** استاديار موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)
 

منبع:معرفت اخلاقي (1)
ادامه دارد...
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image