جستجو در محصولات

گالري پروژه هاي افتر افکت
گالري پروژه هاي PSD
جستجو در محصولات


تبليغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ايمن نيوز در صفحات
.. سيستم ارسال پيامک ..
سبک رهبري خدمتگزار
-(1 Body) 
سبک رهبري خدمتگزار
Visitor 596
Category: دنياي فن آوري
اکثر نظريه ‌پردازان مديريت و سازمان، قرن بيست و يکم را قرن رهبري براي سازمان مي‌ دانند. رهبري به دليل نقشي که در اثربخشي فردي و گروهي ايفا مي ‌کند، عنوان بسيار مشهوري در رفتار سازماني است. محققان رفتار سازماني ثابت کرده‌ اند که رهبران مي توانند عامل تمايز در سازمان باشند. در واقع رهبران، به پيروان خود چنين القا مي ‌کنند که راه مطلوب را تشخيص دهند و از آنان مي ‌خواهند که در جهت تشخيص رهبر خود و براي رسيدن به وضعيت مطلوبي که وي مشخص کرده است، تلاش کنند. براي اين کار دانشمندان حوزه رفتار سازماني سبکهاي مختلفي را براي رهبري ارائه کرده‌ اند که اين سبکها و روشها در سازمانهاي مختلف دنيا از تنوع و گوناگوني فراواني برخوردارند و از ويژگيهاي حاکم بر محيط تأثير مي‌ پذيرند. يکي از اين سبکها که در سالهاي اخير مورد توجه دانشمندان حوزه مديريت قرار گرفته، رهبري خدمتگزار است که به گفته کريتنر اين سبک بيش از آنکه جنبه تئوريک داشته باشد بيشتر فلسفي است. هدف اصلي اين سبک، ايجاد بهبودهايي در رهبري سازمانها و در شرايط محيطي مختلف مي باشد.
در اين مقاله ضمن معرفي سبک رهبري خدمتگزار، کاربردها و ويژگيهاي آن ارائه مي ‌شود.

? مقدمه
 

واژه "رهبري خدمتگزار" در سال 1970 توسط رابرت گرين ليف (R.GREENLEAF) در مقاله اي تحت عنوان "خدمتگزار در نقش رهبر" ابداع شد. اين سبک از رهبري بيش از آنکه قابل آزمايش و جنبه تئوريک داشته باشد، بيشتر فلسفي است و همچنين به عنوان يک رويکرد بلندمدت، به لحاظ ايجاد تغيير و تحول در زندگي و حيطه شغلي به شمار مي‌‌آيد. او نتيجه نيم قرن تجربيات و يافته ‌هاي خودش را در مقاله‌اي تحت عنوان " خدمتگزار در نقش رهبر" آورده است. ايده او با خواندن رماني به نام "سفر به شرق" پخته تر شد. اين رمان، داستاني افسانه اي گروهي از افراد در جستجوي معنويت بود که در آن آقاي "ليو" (LEO) نقش اصلي داستان را داشت و به عنوان خدمتگزار، افراد را کمک و حمايت مي کرد. اين سفر داشت خوب پيش مي رفت تا اينکه ليو ناپديد شد. پس از چنين ماجرايي، افراد گروه تصميم گرفتند خودشان به تنهايي راهشان را ادامه بدهند؛ اما بعد از مدتي آنها فهميدند نمي‌توانند به تنهايي مسير را ادامه دهند. گرين ليف بعد از خواندن اين رمان، به اين نکته دست يافت که معناي هرمنوتيکي "ليو" اين است که يک رهبر بزرگ، در ابتدا از طريق خدمت به ديگران کار خود را شروع مي ‌کند و اين حقيقت ساده ‌اي است که در بزرگ بودن رهبر وجود دارد. بنابراين رهبري صحيح از تمايل عميق به کمک کردن ديگران، انجام مي‌ پذيرد و رهبران بزرگ جهت برآورده کردن نيازهاي کارکنان، مشتريان و جامعه همچون خدمتگزار عمل مي ‌کنند و طبق نظريه جيم استوارت (بنيانگذار محفل رهبري) ريشه رهبري در تعهد به خدمت رساني نهفته است.

? رهبر و رهبري خدمتگزار
 

مفهوم رهبري خدمتگزار در اصل از نظريه رهبري کاريزماتيک ناشي مي ‌شود و طبق نظر بسياري از صاحبنظران، انگيزش اوليه براي رهبري، ميل به خدمت است. گرين ليف که ابداع کننده چنين سبک رهبري است، فلسفه آن را " توجه داشتن به ديگران و توانايي بالا براي خدمت کردن به آنان" بيان مي ‌کند و رهبران خدمتگزار را چنين تعريف مي ‌کند: "رهبران خدمتگزار روي خدمت ‌رساني به ديگران تأکيد مي‌‌کنند و منافع شخصي را فداي منافع ديگران مي‌کنند تا افراد از درايت و اختيار و سلامت بيشتري برخوردار شوند و خودشان تبديل به رهبراني خدمتگزار شوند". او ادامه مي‌دهد که فرايند رهبري خدمتگزار با يک احساس طبيعي شروع مي‌ شود که در آن فرد مي ‌خواهد در ابتدا خدمت‌ رساني کند سپس با يک انتخاب هوشمندانه، مشتاق مي‌ شود که افراد را رهبري کند. همان طور که معلوم شد اين شخص با کسي که فقط رهبر است فرق دارد و تفاوت آن از اينجا روشن مي‌شود که رهبر خدمتگزار در ابتدا به رفع احتياجات اوليه افراد مي ‌پردازد. گرين ليف همچنين بيان مي ‌کند که بهترين آزمون براي اينکه بدانيم رهبري خدمتگزار وجود دارد، اين است که اين سؤالات پرسيده شود: آيا افرادي که به آنها خدمت رساني مي شود رشد شخصيتي پيدا کرده ‌اند؟ آيا افرادي که به آنها خدمت-‌رساني مي ‌شود سالمتر، خردمندتر، آزادتر و مستقل ‌تر شده ‌اند؟ آيا افراد خودشان تبديل به رهبراني خدمتگزار شده اند؟ آيا افراد سودمندتر شده اند و يا اينکه حداقل زيان نکرده اند؟ از رهبري خدمتگزار تعريفهاي زيادي شده است. لوب (LAUB) دراين زمينه مي‌گويد: "يک مفهوم و تمريني از رهبري است که رهبر، ارزشها و توسعه و مصلحت افراد را مدنظر مي ‌گيرد و رهبر قدرتها را بين افراد تقسيم مي ‌کند و سعي مي‌ کند انتظار و هدف افراد سازمان را برآورده کند". وي نيز در مورد رهبران خدمتگزار مي ‌گويد: "رهبران خدمتگزار کساني هستند که نفع شخصي را کنار مي ‌گذارند و سعي مي‌‌کنند نيازهاي عاطفي، معنوي و فيزيکي ديگران را برآورده کنند". همچنين دفت (DAFT) در سال 1999، چهار قاعده اخلاقي مربوط به رهبري خدمتگزار را بيان مي ‌کند که عبارتند از:
1) خدمت رساني به ديگران (قبل از خدمت به خود)
2) گوش دادن به خواسته هاي ديگران و تصديق گفته‌ هاي آنان
3) ايجاد اعتماد در ديگران
4) رشد دادن افراد از طريق تغذيه روحي و رواني.
البته مهمترين عامل براي رهبر خدمتگزار، اعتمادسازي بين پيروان است که مي توان از راههاي زير، اين اعتمادسازي را ايجاد کرد:
1) اختياردادن خالصانه به پيروان
2) به سرعت پيروان را درگير کار کردن
3) متعهد و ثابت قدم بودن خود
4) توسعه مهارتهاي رهبري و پرورش دادن ريسک
5) انتخاب يک سبک مناسب مديريت.

سبک رهبري خدمتگزار

با توجه به تعريف‌هاي يادشده، پرسشنامه ساده‌ اي وجود دارد براي اينکه بدانيد شما رهبري خدمتگزار هستيد يا خير؟ سؤالات اين پرسشنامه را مي توان به شرح موارد درپي آمده ملاحظه کرد:
1) آيا افراد باور دارند که شما به عنوان رهبر، نفع شخصي را کنار گذاشته‌ايد؟
2) آيا افراد باور دارند که شما به عنوان رهبر، به عقايد و نظرات آنها گوش و ارزش مي دهيد ؟
3) آيا افراد باور دارند که شما به عنوان رهبر، از مشکلات زندگي آنها باخبر هستيد؟
4) آيا وقتي افراد با مشکل روبرو مي‌شوند، به نزد شما مي آيند؟
5) آيا افراد با اختيار از دستورات شما پيروي مي کنند؟
6) آيا وقتي با افراد هستيد، آنها اهدافشان را در راستاي هدفهاي سازماني مي بينند؟
7) آيا افراد به دورانديشي شما اطمينان دارند؟
8) آيا افراد باور دارند که شما مي خواهيد به آنها کمک کنيد تا رشد و توسعه پيدا کنند؟
9) آيا افراد باور دارند به اينکه شما مي‌خواهيد سازماني به وجود آوريد که در جهان تفاوت اساسي داشته باشيد؟
10) آيا وقتي افراد را رهبري مي ‌کنيد، در آنها احساس قوي در ارتباط با سازمان به وجود مي ‌آيد؟ هر کسي که به بيش از 7 مورد، جواب آري داده باشد، در راستاي رهبري خدمتگزار قرار گرفته است. بنابراين به طور خلاصه، رهبري خدمتگزار وقتي ايجاد مي‌شود، که رهبران فکر کنند در موقعيت يک خدمتگزار قرار گرفته اند و نفع ديگران را در درجه اول فعاليت خود قرار دهند و نيازهاي آنها را برطرف نمايند. با توجه به گفته «ناير» تا زماني که عامل موثر رهبري، قدرت باشد، ما نمي‌ توانيم به استانداردهاي بالاتري از رهبري دست پيدا کنيم، بلکه ما بايد خدمت را در هسته رهبري قرار دهيم تا جامعه به ترقي و پيشرفت دست يابد.

? کاربردهاي رهبري خدمتگزار
 

از سال 1970 کاربردهايي براي رهبري خدمتگزار در6 حوزه بيان شده است که به طور خلاصه به شرح آنها مي پردازيم:
1) اولين حوزه مربوط به فلسفه و مدل سازماني رهبري خدمتگزار است؛ بدين معني که، کساني از آن استفاده مي ‌کنند که براي کارهاي سودمند تجاري، کار مي‌‌کنند، همچنين سازمانهاي غيرانتفاعي از قبيل بيمارستان، کليساها و دانشگاهها آن را مورد استفاده قرار مي دهند. کاربرد بدين صورت است که افراد، رهبري خدمتگزار را به عنوان يک راهنماي فلسفي قبول دارند. همچنين در سازمانها به عنوان بخشي از رسالت سازمان قرار گرفته است. البته امروز اين سبک از رهبري بسياري از متفکران، نويسندگان و رهبران را تحت تاثير قرار داده است، به عنوان مثال مدير عامل شرکت ميلر هرمن (MILLER HERMAN) در اين مورد بيان کرده است: "رهبري خدمتگزار نياز دارد که احساس شده و باور و فهميده و تمرين شود، "و همچنين پيتر سنگه نويسنده کتاب" پنجمين فرمان" به خوانندگان و افراد توصيه کرده است که در مورد رهبري، ابتدا بايد کتاب گرين ليف؛ يعني «رهبري خدمتگزار» مطالعه شود، چون طبق گفته هاي خودش مفيد‌ترين بياني است که او در مورد رهبري با آن برخورد کرده است.
2) دومين کاربرد رهبري خدمتگزار مربوط به نقش بنيادي آن براي "آموزش اعتماد سازي" است. گرين ليف در مقاله اي تحت عنوان "امانتداران در نقش خدمتگزاران" بيان کرد امانتداراني که مثل رهبران خدمتگزار عمل مي ‌کنند مي‌ توانند سازمانهايي را به وجود بياورند که از کارايي و کيفيت بالايي برخوردار باشند. لازم به ذکر است که در دهه گذشته يکي از صاحب نظران به نام ليلي اندومنت (LILLY ENDOWMENT) برنامه‌ هايي را تنظيم کرده است که امانتداري را به عنوان يکي از وظايف رهبران خدمتگزار آموزش و تعليم مي‌دهد.
3)يکي ديگر از کاردبردهاي رهبري خدمتگزار نقش عميق آن در «سازمانهاي رهبري ارتباطي» است که امروز تعدادي از گروههاي رهبري ارتباطي، از منابع مرکز گرين ليف به عنوان آموزش و يادگيري استفاده مي‌کنند. همچنين سازمانهاي بين‌المللي رهبري ارتباطي، رهبري خدمتگزار را به عنوان مرکز ويژه براي فعاليت هايشان پذيرفته است و اين سازمان در سال 1991 جايزه رهبري ارتباطي بين‌المللي را به رابرت گرين ليف هديه کرد.
4)چهارمين کاربرد رهبري خدمتگزار مربوط به حوزه‌هاي آموزش تجربي است که اين آموزش در بسياري از دانشکده‌ها و دانشگاهها تدريس مي شود. آموزش تجربي يا " آموزش همراه با انجام کار " در حال حاضر بخشي از تجربه آموزشي دانشجويان است. در دهه1980 گروهي از مربيان برنامه ‌هاي آموزشي تحت عنوان "يادگيري خدمت" طرح ريزي کردند که ارتباطي بين مفهوم رهبري خدمتگزار و آموزش تجربي ايجاد کنند که اين امر باعث شد در دهه گذشته، برنامه هاي آموزشي تجربي روي برنامه "يادگيري خدمت" تمرکزي ويژه داشته باشند.
5) پنجمين کاربرد رهبري خدمتگزار روي «برنامه ‌هاي آموزشي و يادگيريهاي متنوع ديگر» توجه دارد که اين آموزشها در رشته‌هاي مديريت و رهبري در دانشگاهها و کالج ها انجام مي‌ شود. اين کار موجب مي ‌شود بسياري از دانشجويان و دانش آموخته‌ها، رهبري خدمتگزار را با رشته‌هاي مرتبط خود آميخته کنند. اهميت آن درحدي است که چندين کالج و دانشگاه، رهبري خدمتگزار را به عنوان يک رشته دانشگاهي پيشنهاد کرده‌ اند و بسياري از دانشجويان مقالات بسياري در اين موضوع نوشته‌ اند. همچنين بسياري از مشاوران و سازمانها، آن را به عنوان چارچوبي براي حمايت فعاليت هايشان قرار داده ‌اند.
6)ششمين کــاربرد رهبــري خدمتگزار در حـوزه «رشــد معنوي و شخصيتي افراد» از طــريق برنامه‌هاي مــوجود است. البته اين کاربرد در راستــاي عقيده چند تن از صاحبنــظراني چون اسکـــات پک (Scott peck)‌، پالمر (Palmer)، و کوپر (Cooper) است که توسعه و گسترش استعدادهاي بالقوه و روحاني بشريت را بيان مي ‌کنند. بنابراين رهبري خدمتگزار با تشويق افراد و سازمانهابه خدمتگزاري سبب مي ‌شوند تا افراد به رشد و سطح بالايي از کيفيت زندگي دست پيدا کنند و از اين طريق جامعه و سازمانها را بهبود بخشند.

? ويژگيهاي رهبري خدمتگزار
 

براي رهبري خدمتگزار ويژگيهاي متفاوتي توسط نظريه پردازان حوزه رفتار سازماني ارائه شده است که از ميان آنها به ده ويژگي که توسط کريتنر و کينيکي مطرح شده اشاره مي‌ شود:

? شنيدن
 

رهبران خدمتگزار براي شناسايي و تشخيص خواسته‌ هاي گروه در سازمان سعي مي ‌کنند خوب بشنوند.

? همدلي
 

افراد سازمان نيازمند شناسايي و پذيرش از سوي رهبر براي داشتن روحيه ويژه و منحصر به فرد هستند. رهبران خدمتگزار در تلاشند تا با احساسات و عواطف ديگران همدلي کنند.

? التيام بخشي
 

يادگيري براي التيام دادن افراد، نيرويي قدرتمند براي تغيير و يکپارچگي است. يکي از بزرگترين نقاط قوت رهبري خدمتگزار، آمادگي رهبران و کارکنان براي مواجه شدن با سختيهاي احتمالي در آينده است.

? آگاهي
 

آگاهي عمومي و بخصوص خودآگاهي، باعث تقويت بيش از پيش رهبران خدمتگزار مي‌ شود. اين رهبران معمولاً با محدوديتها و نقاط قوت خود آگاه هستند.

? مفهوم سازي
 

رهبران خدمتگزار هنگام تصميم‌گيري‌ها و تلاش براي نفوذ بر ديگران ، بيشتر به ترغيب افراد مي ‌پردازند تا اينکه از قدرت و موقعيت خود استفاده کنند. آنها در ايجاد توافق در بين گروه به طور اثربخش عمل مي ‌کنند.

? مفهوم سازي
 

رهبران خدمتگزار، تواناييهاي خودشان را براي داشتن يک رؤياي متعالي پرورش مي‌ دهند. توانايي در نگاه به يک مسأله (يا سازمان) داشتن يک دورنماي مفهوم سازي شده اي است که بايد از فراسوي واقعيتهاي روزانه به وجود آيد. اين رهبران به دنبال ايجاد تعادلي مناسب بين گرايش مفهومي درازمدت و تمرکز روزانه (کوتاه‌‌مدت) هستند.

? دورانديشي
 

دورانديشي يک نوع ويژگي خاصي است که رهبران خدمتگزار را قادر مي‌‌سازد تا درسهاي گذشته، واقعيتهاي زمان حال و پيامدهاي احتمالي يک تصميم در آينده را درک کنند. اين امر مستلزم داشتن يک ذهن شهودي است.

? نظارت
 

رهبران خدمتگزار خود را ناظر بر افراد و منابعي مي ‌دانند که تحت کنترل و نظارت آنهاست.

? متعهد نسبت به رشد افراد
 

رهبران خدمتگزار اعتقاد دارند افراد داراي ارزش ذاتي فراسوي همکاري محسوس آنها در سازمان به عنوان يک کارگر هستند. آنها سعي مي ‌کنند براي کارکنان خود فضايي را فراهم کنند که ضامن رشد فردي، حرفه اي و معنوي آنها باشد.

? برقراري ارتباط
 

رهبران خدمتگزار براي ايجاد حس مشترک در درون و بيرون سازمان در پي شناسايي و تشخيص توانايي افراد سازمان هستند.

? نتيجه‌ گيري
 

با توجه به تفاوتهاي فراوان در ادراکها و نيازهاي کارکنان در ابعاد بين ‌المللي که سرمنشأ سبکها، روشها و دستاوردهاي متنوع در زمينه مديريت و رهبري در کشورهاي جهان است، دشواري و اهميت کار مديران سازمانهاي فرامليتي در زمينه يافتن راههاي مناسب براي ايجاد انگيزه در کارکنان اين قبيل سازمانها نمايان مي ‌شود. در واقع هنر مديران فرامليتي در اين است که نسبت به تفاوتهاي فرهنگي، انعطاف‌‌پذيري لازم را از خود نشان دهند، کارکنان خود را به خوبي بشناسند و از نيازهاي آنان آگاه شوند. بنابراين در سازمانهاي معاصر، اولين مزيت رهبران بزرگ براي برآورده ساختن نيازهاي کارکنان، مشتريان و اجتماع اين است که همانند افرادي خدمتگزار عمل مي‌ کنند.
_ سجاد اسمعيل‌ لو: دانشجوي کارشناسي ارشد مديريت صنعتي- دانشگاه امام صادق (ع) _ _ هادي خان ‌محمدي: دانشجوي کارشناسي ارشد مديريت صنعتي- دانشگاه امام صادق (ع)
منبع:
ماهنامه تدبير

ارسال توسط کاربر محترم سايت : mohammad_43
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image